از دومین سالگرد رحلت استاد عرفانی گرامیداشت به عمل آمد

برگرفته شده از صحفه "معاونیت دوم ریاست اجراییه".

امروز(جمعه) پنجم عقرب 1396، از دومین سالگرد ارتحال ملکوتی استاد قربانعلی عرفانی عالم ربانی و مجاهد نستوه و یکی از یاران رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری طی محفل باشکوه در کابل گرامیداشت به عمل آمد.
در این محفل که در مسجد جامع باقرالعلوم برگزار شده بود، شخصیت های ملی و سیاسی، رهبران جهادی، وکلای پارلمان، علما، اساتید، دانشجویان و جمع کثیری از شهروندان کشور اشتراک ورزیدند.


سخنرانان این محفل باشکوه، استاد عرفانی را مرد مبارز، صلح جو، عالم برجسته دینی و معمار وحدت عنوان نموده، پیرامون شخصیت وی به ایراد سخن پرداختند و کارکردهای درخشان وی را برشمردند.
استاد حاجی محمد محقق معاون ریاست اجرائیه و رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان ضمن اتحاف دعا به روح شهدای کشور و یاران سفر کرده رهبر شهید، استاد عرفانی را مرد جهاد، عالم دینی، وطندوست، قوم دوست و وحدت طلب عنوان نمود.
معاون ریاست اجرائیه استاد عرفانی را یک عالم فرهیخته دینی و عنصر سیاسی تاثیرگذار در تاریخ سیاسی کشور عنوان کرده و عناصر شخصیتی وی را برشمرد؛
استاد عرفانی در عین حالیکه یک عالم دینی بود، شخصیت تاثیرگذار در تاریخ سیاسی کشور ما بود. وی دارای عناصر فکری دین محوری، وطندوستی، قوم دوستی و وحدت خواهی بود ، كه اين چهار عنصر شاكله اصلى شخصيت فكرى ايشان را تشكيل ميدادند:

عنصر اول – دین محوری استاد فقيد :
استاد عرفانی داراى انديشه دين محورى بود و در این راه تا پای جان ایستاده گی کرد. در زمان سابق دو مرکز مهم در جهان اسلام بود که یکی آن در مصر و دیگری آن در نجف بود. استاد عرفانی به عنوان یک طلبه شخصيت فكرى دينى اش را در حوزه كهنسال نجف تكميل كرد .

عنصر دوم – وطندوستی :
استاد عرفانی انسان وطندوست و افغانستان دوست بود که برای استقلال و رهای وطن از چنگال تروریزم تا پای جان مبارزه کرده و جان عزیز خویش را همیشه بر کف داشت. استاد عرفانی در عین حالی که به مبارزات بین المللی اسلام فکر میکرد وابستگی خاصی به کشور خود(افغانستان) داشت. حس وطندوستی استاد عرفانی باعث شد که او هیچگاه وطن خود را به عنوان مهاجر ترک نکند؛ نمونه آن استقامت استاد عرفانی در بامیان در اوج جنگ های طالبان بود که هرگز منطقه را ترک نمیکرد و همیشه در سنگر بود.

عنصر سوم – مردم دوستی:
استاد عرفانی هرگز دیدگاه کوچک قومی نداشت، بلکه دید او قرآنی بود. چنانچه قرآن می فرماید «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه – هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به زبان آن مردمی که به او وابستگی های فرهنگی، خونی زبانی و جغرافيايى داشته». قوم دوستی بدان معنا که بلخی فرمود: «بی درد قوم حیف است در زنگِ ننگ مردن - از خون خویش بزدای زنگار زندگانی».

عنصر چهارم – وحدت خواهی:
استاد عرفانی در عین حالی که عضو سازمان نصر و یکی از یاران ده گانه رهبر شهید بود، به فکر وحدت کلی جامعه شیعه و هزاره و در مجموع به فکر ایجاد وحدت میان همه مردم افغانستان بود. تلاشهای استاد عرفانی در کنار رهبر شهید در سالهای 1365 برای ایجاد وحدت میان هزاره ها ارزشمند و ماندگار است.

رهبر حزب وحدت اسلامی مرم افغانستان در ادامه سخنانش پیرامون اوضاع و مشکلات کنونی کشور اشاره نموده و مردم و حکومت را متوجه پلانهای شوم تروریستان نموده و خاطر نشان کرد که "تروریستان دشمن همه مردم افغانستان هستند، اما وقتی کسی را به جرم قوم و عقیده شان می کشند، این جنایت نابخشودنی است".
استاد محقق در ادامه افزود: "دشمنان فعلی مردم ما دیوانه تر از گذشته هستند. آنها از اسلام و قران فقط یک نامی را شنیده و از تمام آیات جهاد فقط آیه و قاتلوا المشرکین ؛ را یاد گرفته اند و دیگر هیچ چیزی از اسلام نمیدانند و کسانی را که خدا و پیامبرش را یکجا یاد کنند، مشرک می پندارند و میگویند تنها خدا را یاد کنید. باور آنها این است که دوران پیامبر گذشته است، در حالیکه همه مسلمانها پیامبر، آل و اصحاب پیامبر را یاد میکنند. حادثه مسجد امام زمان پل خشک نه اولین است و نه آخرین. اینها عطش انسان کشی تروریزم را خاموش نمی کند. باید که این تکفیری ها را همیشه مراقبت کرد که بیشتر از این مردم ملکی را نکشند".

دفتر مطبوعاتی معاونت دوم ریاست اجرائیه
---------------

مصاحبه ماندگار مرحوم استاد اعتمادی

این مصاحبه سه سال قبل در مشهد انجام شده است. فقط چند هفته قبل از وفات استاد اعتمادی


استاد مصطفی اعتمادی یک تن از نیروهای فعال در انقلاب اسلامی افغانستان می باشد، وی از چندی بدینسو به بیماری سرطان دچار شده و در بستر بیماری بسر می برد، ایشان طی گفتگویی به برخی سوالات پیرامون اوضاع کنونی قوم هزاره در افغانستان پاسخ داده است به شرح زیر:

سوال: مشکلات اصلی امروز جامعه هزاره را چطور می بینید؟

استاد اعتمادی : بسم الله الرحمن الرحیم با تشکر از شما و درود فراوان به روح شهدای انقلاب اسلامی افغانستان، به خصوص یاران و دوستان انقلابی خودم، که هر کدام ابوذری و هرکدام سلمانی و هر کدام استوانه های بزرگی از انقلاب اسلامی بودند و فداکارانه و بدون هیچ چشم داشتی جانشان را در راه آرمانشان فدا کردند، من بسیار شرمنده هستم که به عوض مزاری و سجادی و موحدی زنده هستم و با شما مصاحبه می کنم، اولی تر این بود که دوستان من زنده بودند و من شهید می شدم.



در حقیقت هزارجات از چند مشکل بسیار جدی رنج می برد، اختلافات بعنوان یکی از مشکلات اساسی جامعه ما مطرح بوده و هست، اختلافات برای یک اقلیتی که بدنبال عدالت خواهی است و بدنبال پیاده کردن ارزشهای اسلامی و انسانی در افغانستان است مشکل بسیار پیچیده و بغرنجی است.

به قولی مردم هزاره و شیعه در افغانستان سخنگوی اکثریت قاطع جامعه افغانستان است، هزاره سخنگوی اقلیت های قومی و جمعیت زیادی از مردمی بوده که در سالهای تیره تحت ستم و ظلم بوده اند، هزاره ها، شهید مزاری(ره) و یاران با وفایش از ابتدای انقلاب اسلامی افغانستان، سخنگوی این قشر مظلوم و همیشه دربند بوده است.

هزاره در افغانستان خواسته اکثریت را بیان می کند و کسی که خواسته اکثریت را بیان می کند باید از انسجام و خوب لازم و استحکام خوبی برخوردار باشد.

در انقلاب اسلامی افغانستان، اهداف شهید مزاری و یارانش، عدالت، رفع تبعیض، رفع ظلم و ستم و بوجود آوردن یک جامعه اسلامی انسانی قابل قبول بوده است و این مهم بدون یک جمع منسجم و آرمانگرا تحقق پذیر نیست، با این توضیح باید بگویم که نفاق و اختلاف در بین جامعه بعنوان یکی از مشکلات اساسی در راه رشد و تعالی جامعه ما مورد بررسی است.

دومین دردی که مردم هزاره از آن رنج می برد فاصله بین نسل قدیم و جدید است، یعنی نسلی که با آرمان و اهداف فداکاری و تلاش و با نداشتن تجربه به پا خواستند با نسلی که امروز شاهد آن هستیم.

وقتی به این سه دهه اخیر و فداکاریهای یاران شهیدم فکر می کنم برایم مثل یک خیال است نه یک واقعیت، چرا که ما هیچگونه سابقه و پیشینه ای در ارتباط با انقلاب و تحول و کار تشکیلاتی نداشتند، اما همین ها موفق شدند که در تحول جامعه سهم بگیرند و نقش اساسی بازی کنند.

*جامعه امروز چطور می تواند ادامه دهنده نسلی انقلابی و پویا باشد؟

امروز باید همگی تلاش کنند، نسل امروز باید این مسایل را یاد بگیرند، نسل ما هیچ چیزی نداشت جز ایمان و فداکاری خالصانه، نسل جدید باید بداند که نسل قدیم چه رنجی کشید و چه اهدافی را دنبال کرد و به کجاها رسید و چقدر فداکاری کردند و چه اشتباهاتی داشتند، کسانی که صاحب نظر هستند باید ایراد ها و اشتباهات نسل گذشته را بررسی کنند، قطعا کارنامه سیاسی نسل انقلاب خالی از اشکال و ایراد نیست.

نگرانی جدی من از نسل جدید علیرغم اینکه نسلی عالم و آگاه می باشد، نداشتن انگیزه جمعی و ایمان مبارزاتی و عدالتخواهی است که این مساله رفته رفته هر جامعه را فرسوده می سازد، نسل امروز نسلی است که هر کس بدنبال منافع شخصی خود روان است و آرزومندیم که این نسل متشکل شده و بسوی آرمانهایشان حرکت کند.

*نقش هسته اولیه انقلاب که همراه شهید مزاری متشکل شده بودند در تاریخ تحولات هزاره چه بوده است؟

اعتمادی: من با عرض شرمندگی و معذرت از پیشگاه هر یک از یاران و دوستان شهیدم منجمله شهید مزاری، من در وضعیتی نیستم که حق آنها را ادا کنم. اما
خوب است که این قطعه بیانیه در بین نسل امروز بازخوانی شود و مردم آگاه شوند که نسل قدیم انقلاب چه کردند و برای رسیدن به آرمانهایشان چه تلاشهایی را صورت دادند.

شهدای ما پایه گذار انقلاب همه جانبه فکری و عقیدتی در سطح افغانستان بودند و نسبت به زمانشان بسیار آبدیت شده و عصری هم بودند، در آن زمان هر کسی شعاری می داد، کمونیزم در سطح جهانی شعار می داد، امپریالیزم، سوسیالیزم و ... در این میان اسلام هم شعار خود را می داد.

ما در آن دوره هیچ فرقی بین سیدقطب و سیدجمال و امام خمینی و دیگر انقلابیون جهان اسلام نمی دانستیم.

در آن زمان این مفاهیمی که امروز مطرح است که کی مزدور کی هست و کی مزدور کی نیست مطرح نبود، اصلا کشوری بنام اسلام نبود، کشوری بنام انقلاب نبود که کسی مزدور کسی شود، ایران یک کشوری بود با یک مشت انقلابی در اقلیت و افغانستان نیز همچنین و مصر و دیگر کشورها نیز همچنین، همه با هم رابطه داشتند و در چارچوب دو مبارز و دو انقلابی مذاکره می کردند و اگر تماسهایی هم داشتند تبادل تجربه بود ولاغیر.

در این میان، نقش مزاری و سجادی، واحدی و دیگر شهدا نقش محوری و تعیین کننده و کلیدی در تحولات دهه های 50، 60 و هفتاد بوده و هست.

خوشبخت هستم که من متعلق به نسلی هستم که همه چیزش را باخت و جز میراث پاکبازی به مردم و نسل خود و خانواده خود چیزی را بجای نگذاشت.

*در پایان اگر سخنی دارید که می خواهید مردم بشنوند چیست؟

استاد اعتمادی: جامعه هزاره باید متشکل و منسجم شود و برای همیشه انقلابی بماند... یک جمعی باید پیدا شود که پیشاهنگی داشته و آمادگی برای شرایط غیرعادی را داشته باشد، معمار افغانستان جدید باید هزاره ها باشد و ما باید بتوانیم نیروهای جدید را وارد کادر کنیم.

تلاشهای شهید موحدی برای وحدت میان احزاب در دایکندی

به راستی که مردان بزرگ، ایده و اراده بزرگ دارند. ایده و باور اساسی استاد شهید موحدی این بود که می گفت: "در شرایط فعلی موجودیت شیعه و هزاره ها در افغانستان درخطر است و من برای دفاع از آبرو، عزت و موجودیت مردمم به وطن آمده ام".


استاد موحدی در نیمه دوم سال 1377 که اوج قدرت طالبان در افغانستان بود، همراه با استاد محقق وارد کشور شدند. استاد محقق در شمال کشور مصروف شد و موحدی به مناطق مرکزی رفت. استاد موحدی برای بوجود آمدن اتحاد و یکپارچگی و آغاز مبارزات مشترک علیه طالبان با بزرگان دایکندی در ارتباط شد و تازه ترین طرح ها و ایده ها را با آنها در میان گذاشت. وی پلان های سیاسی، اجتماعی کوه مدت و دراز مدت را با قومندانان حزب وحدت(نصری ها) و دیگر احزاب(پاسداران و حرکتی ها) و گروه ها مطرح نمود که از جمله میتوان از صحبت تلفنی با امینی اشترلی و ملاقات با شهید افکاری شهرستانی یاد آوری نمود.
از آنجا که اشترلی نزدیک والسوالی خدیر موقعیت دارد، استاد موحدی طرحها و ایده هایش را با امینی اشترلی در میان گذاشت. استاد موحدی از طریق مخابره با امینی در تماس شد و با کمال اخلاص، صادقانه و دلسوزانه و مسرانه ایده هایش را با او درمیان گذاشت، ولی ایشان بر سر همان باور قبلی اش پافشاری داشت و متاسفانه پیشرفتی حاصل نشد.
به منظور گسترش قدرت و متحد شدن جبهه نظامی در مناطق مرکزی، استاد موحدی با استاد افکاری شهرستانی در ارتباط شد. در همان صحبت های اولیه، طرحها و پیشنهادات آنها با استقبال گرم طرفین و دیگر فرمانده هان محلی مواجه شد و قرار شد موحدی و افکاری از نزدیک باهم ملاقات نمایند. طبق وعده؛ استاد موحدی و استاد افکاری در نیلی با هم نشستی را دایر نموده و پیرامون برنامه های آینده شان بحث و تبادل نظر کرده و تعهدات ماندگاری را نیز سپردند.
استاد موحدی در برگشت از این سفر می گفت: "افسوس که با افکاری دیر آشنا شدم و دیر وقت با هم ملاقات کردیم. افکاری برای حفظ موجودیت شیعه و دفاع از عزت و ناموس هزاره ها، با من پیمان خون بسته است و گفته است که با طالبان آنقدر می جنگم که در نهایت دو مرمی برایم باقی بمانند؛ یکی برای همسرم و دیگری برای خودم و من هرگز زنده تسلیم سپاه سیاهی نمی شوم".
(برگرفته از خاطرات عزیزالله موحدی)

خاطره محمد باقر شریفی سناتور اسبق دایکندی در مشرانوجرگه از مرحوم حسین داد بیک اعلمی زاده یکی از یارا

خاطره محمد باقر شریفی سناتور اسبق دایکندی در مشرانوجرگه از مرحوم حسین داد بیک اعلمی زاده یکی از یاران راستین پیر پیشمینه پوش استاد مزاری(رح)!

نفر سمت چپ شهید موحدی مرحوم علمی زاده است. فرد که عینک سیاه بر چشم کرده است
یادی از یک مجاهد دریادل :
مرحوم حسین داد بیگ "اعلمی زاده " یکی از فرماندهان و شخصیت های مطرح سازمان نصر در دایکندی بود. او در قریه قوچنقی یکی از مناطق چهار قول ، مربوط ولسوالی اشترلی فعلی ، پایگاه نظامی داشت . حسین داد بیگ "اعلمی زاده" در ایام مهاجرت در تهران با رهبر شهید آشنا شد وبا آن پیشوای بزرگ پیمان فدا کاری ودفاع از ناموس وطن را امضا کرد. اعلمی زاده بعد از سپری نمودن یک دوره تعلیماتی نظامی فشرده با جمعی از مجاهدین ، دایکندی برای مقابله با اشغالگران روس به وطن برگشت . این در حالی بود که مجاهدین سازمان نصر ، تسخیر مرکز با میان را در برنامه ای کاری خود داشتند و مسؤولین ارز گان (دایکندی فعلی ) مانند استاد ناطقی شفایی و شهید موحدی نیز میخواستند . در تهاجم بالای با میان نیرو بفرستند. حاجی موسی اعتمادی ،حسین داد بیگ اعلمی زاده ، حسنی کو رگه ، شهید ابراهیم شهرستانی ، جمعا به تعداد 100 نفر مجاهدان ورزیده تحت فرماندهی شهید موحدی ، به نیرو های سازمان دریکه و لنگ بپیوندند ومرکز بامیان را در محاصره بگیرند. متاسفانه اما با مشتعل شدن جنگهای داخلی ، این برنامه ریزی به تاخیر افتاد . تاخیر که با شدت گرفتن جنگهای داخلی تمام نیرو ها در مناطق خود مصروف شدند.
آری ! حسین داد بیگ اعلمی زاده پایگاه نظامی قوچنقی را محکم کرد افرادی زیادی از مجاهدین و مردم منطقه را با خود همراه ساخت . وتا زمانیکه حزب وحدت اسلامی تشکیل شد و پایگاه نظامی ، مریوط به گروهای زیر پوشش حزب وحدت اسلامی همه باهم مدغم شدند، او مسئولیت این پایگاه را به عهده داشت و در زمان مشتعل شدند جنگهای داخلی او باحرات و شجاعت حمله های مهاجمین را دفع کرد موقعیت خود را با قدرت حفظ نمود .
حسین داد اعلمی زاده با اینکه خود از تبار میران و بیگ های دایکندی بود و بیگ ها و میر ها اکثر شان در حمایت از شورای اتفاق به رهبری سید علی بهشتی قرار داشت ، حسین داد بیگ اعلمی زاده اما همان نشست و تعهدی که با رهبر شهید داشت، در پیمان خود صادق و استوار باقی ماند و یکی از صادق ترین یاران شهید امان الله موحدی و استاد ناطقی شفایی بود .و از فر ماندهان نامدار سازمان نصر !
یکی از خصلت های ویژه حسین داد بیگ اعلمی زاده این بود که در سخت ترین شرایط هرگز تحت تاثیر مشکلات قرار نمی گرفت . او همیشه لبان خندان . چهره گشاده داشت. او چندین بار تحت محاصره شدید قرار گرفت ولی چهره ارغوانی وسرخگونش هرگز دچار اضطراب و تغییر نشد.
او از خاطراتش چنین قصه می کرد . یک وقتی در قرار گاه دچار کمبود آذوقه شدیم . مجاهدین یکی دو روزی نان کافی نخوردند ،ناچار مجاهدین را رخصت کردم تا به خانه های شان بروند. و فقط 15 نفر را که خانه های شان نزدیک قرار گاه بود ، برای نگهبانی ، آمادگی دادم آنها روزانه به نوبت به خانه های خود رفته بعد از صرف غذا بر می گشتند. بطور جدی مراقب اوضاع بودیم .اما مخالفین ما هم خبر شده و متوجه شدند که ما افراد خود را رخصت نموده و تعداد کمی در قرار گاه حضور داریم .آنها از این خالی گاه استفاده نموده و با هماهنگی از چند طرف ما را تدارک حمله دیدند. آنها شب هنگام غافیلگیرانه ، چهار طرف ما در محاصره گرفتند صبح که هوا روشن شد ، فیر های به طرف ما شروع شد .ما 15 نفر بودیم به سرعت به سه گرو پ 5نفری تقسیم شدیم . 5نفر به طرف دهن نوجک فرستادم و5نفر را به سمت "روز نشان که طرف سرپول شیحمیران یعنی کوتل کرکرک نو " و خودم با 4 نفر دیگر به سمت کوتل گردیش ( امینی آمده بود) که نزدیکترین سنگر به قرار گاه ما بود . در ظرف یک درگیری شدید مهاجمان کوتل گردیش را عقب زدیم و دو نفر دیدبان در کوتل گردیش گذاشتیم و همرای دو نفر از رفقای خود به کمک گرو پ کوتل کرکرک نو رفتیم . آنها را نیز با یک آتشبار شدید شکست دادیم . اما دوستان ما در دهن نوجک سخت تحت فشار قرار داشت . روز هم تقریبا ساعات 1-2 را نشان میداد سخت گرسنه و تشنه شده بودیم . رفتیم از خانه های دور بر ، چند دانه نان گرفتیم و به کمک دوستان دهن نوجک خود رفتیم ......... حالا سرانجام مهاجمین را در تمام مسیر ها عقب زدیم . بسیار وضعیت ناگوار وغیر قابل پیشبینی بود جنگ های داخلی آنقدر نیرو ها را مصروف داشته و زندگی مردم را به تنگنا و فشار قرار داده بود که همه به ستوه آمده بودند. سر انجام با تشکیل حزب وحدت اسلامی ،و آگاهی و دور نگری رهبر شهید به آن خصومتها پایان داده شد .بنده دو بار به قوچنقی پایگاه حسین داد اعلمی زاده رفتیم یکی در سال 1366 همرای 5نفر از مجاهدین که از شهرستان مهاجر شده بودیم و مدت 15 روز مهمان اعلمی زاده بودیم صحبت های او سخت شیرین جذاب بود و ما را بسیار دوستانه تحویل گرفت و مخلصانه پذیرایی کرد. دفعه دیگر اول تابستان 1368 بود که همرای استاد ناطقی شفایی از یکه و لنگ به لعل و سپس از مسیر سسنگتخت به شیخ میران و پایگاه اعلمی زاده رفتیم شبی که در پایگاه قوچنقی مهمان حسین داد بیگ اعلمی زاده بودیم فردایش عید سعید فطر بود . نماز عید را به امامت استاد ناطقی شفایی در جمع مردم مومن آنجا در بازار قوچنقی خواندیم . حسین داد بیگ از ما زکات فطره را طلب داشت و ما از او عیدی ؟! شوخی میکرد ومارا خند میداد . خاطرات جاودانه ای این مجاهد وارسته زنده و ماندگار !

پا نوشت: مرحوم حسین داد بیگ "اعلمی زاده " از جمله یاران شهیدموحدی و از سنگرداران با وفایی رهبر شهید، شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری بود.

در ادامه دو تصویر از این یار نزدیک شهید موحدی

 

 

زندگینامه مختصرشهید سیدمحمدامین سجادی

30 اسد نزدیک است. روزی که یکی از یاران شهید مزاری و شهید موحدی، مرد متفکر و جوان تحصیل کرده در یک حادثه علمناک از  جمع ما رفت. 30 اسد مصادف است با 18 سالروز شهادت شهید سیدمحمدامین سجادی. به همین مناسبت زندگی نامه مختصر از وی را با دوستان به اشتراک می گذارم.


متفکر شهید سیدمحمدامین سجادی درسال 1339 در منطقه "لعل" زاده شد؛ قبلگاهش مرحوم آیه الله سیدمحمدحسین معروف به سیدحاجی از مفاخر بود و جایگاه معنوی در میان مردم داشت. او محمد را تا یازده سالگی با دانش های مقدماتی آشناکرد و در سال 1352 غرض پرورش فکری وروحی فرزندانش ازجمله محمد، بار سفرعراق بست و در حوزه علمیه نجف رحل اقامت افگند.
مهاجرت و تحصیل در نجف، حوزه ای که با نام و برکت مولاعلی عطراگین وشوق انگیز بودافق های جدیدی را بروی او گشودو نخستین سنگ بناهای شخصیتش را شکل داد. این مقطع مصادف بود با خیزشهای اصلاحی در بلاد اسلامی از جمله لبنان، فلسطین، ایران، افغانستان و... وحوزه علمیه کانون گرم نهضتها و مامن اکثر مبارزان مسلمان بود.
حضور امام خمینی در حوزه نجف باعث شده بود که این شور انقلابی افزونتر گردد؛ شهیدسجادی در چنین حال وهوایی درس خواند اما دیری نپایید که دولت عراق در اقدامی تمام طلاب افغانی را از نجف خارج ساخت که خانواده شهیدسجادی هم با این موج به زادگاهش "لعل" عودت کرد، سالی پس از آن والد بزرگوارش داعی حق را لبیک گفت ومحمد با برادران بزرگترش شهید "سیدعبدالحمید سجادی" وشهید "سیدضیاء حسینی" که هردو در شهادت از او سبقت گرفتند به ایران مهاجرت کردند و در جوار ثامن الائمه سکنی گزیدند.
در حوزه علمیه مشهد محمد خیلی زودتبارز کرد و مراحل تحصیل را پشت سرگذاشت، ودر پهلوی نیل به مرحله عالی حوزه، دروس جدید را بگونه ای جهشی طی کرد و با شرکت در کنکور سراسری (1355)دانشگاهها موفق به اخذ "رتبه یازدهم" در میان بیش از 150 هزارنفر و ورود به دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران گردید. او در این ایام بعنوان پرچمدار جنبش روشنفکری در جمع طلاب و دانشجویان افغانستانی مطرح می شود و خیلی زود نامش بر سر زبانها می افتد.
در طول مدت کوتاهی سجادی حلقات فکری و اعتقادی زیادی را راه اندازی نمود، سلسله جلسات مطالعاتی و تحقیقاتی که شخصا آنها را رهبری می کرد از او چهره ای بی بدیل در میان روشنفکران و صاحب قلمان آن روزگار معرفی کرد. در این باره استاد حمزه واعظی می گوید : سیدمحمد گل سرسبد جوانان اهل قلم بود و از این رو بعدها او را سیدآل قلم نامیدند و در این باره شاعر بلندآوازه افغانستان استاد موحد بلخی دوبیتی زیبایی با این مضمون سروده اند :
گل کرد به شاخه ی کهنسال قلم
طرحی زد و جرحی زد با بال قلم
درلوحه ی آفتاب ازین روثبت است
آوازه ی او به سیّدِ آل قلــــم ...

در اوایل انقلاب رهبر شهید مزاری که با تاسیس سازمان نصر افغانستان تلاش می کرد تا نخبگان علمی هزاره را حول یک محور مشترک جمع کند، با سجادی جوان آشنا شد و این آشنایی بعدها ثمرات زیادی برای مردم هزاره به ارمغان آورد. به گفته مرحوم اعتمادی سیدمحمد جزء آخرین نفراتی بود که به سازمان نصر پیوست، او بسیار سرسخت بود و به سختی به چیزی ایمان می آورد اما وقتی ایمان می آورد دیگر خللی در ایمان راسخش پیدا نمی شد و وقتی به نصر پیوست جزء معدود افرادی شد که در مدتی کوتاه توانست پله های ترقی را بپیماید.

شهادت برادربزرگترش شهید "سیدعبدالحمید سجادی" در سال 1369 و بعد از تشکیل حزب وحدت اورا عملا وارد عرصه سیاست کرد و بیرق برادر را به دوش کشید. شهادت برادر بزرگتر او در حالی اتفاق افتاد که متفکر شهید سجادی مشغول اتمام تحصیلات تکمیلی خود در دانشگاه تهران بود اما اصرار شخص رهبر شهید به وارد شدن محمد او را از تحصیل بازداشت و به همسنگرانش در کابل پیوست. سجادی با پیروزی مجاهدین به کابل رفت ولیاقتهای ذاتی و کارنامه درخشان سیاسی اش او را تا سطح عالیترین رتبه حزبی در شورای عالی نظارت حزب وحدت اسلامی ارتقا داد.

متفکر شهید سجادی در مدیریت بحران توانمندی بالایی داشت و به گفته قاسمی لعلی مشکلات درونی حزب در سطوح بالا روی سرانگشتان سجادی می چرخید، او بود که در آخرین انتخابات دبیرکلی تمام دسیسه های مخالفان رهبر شهید را برملا کرد و مقتدرانه تمام توطئه های داخلی و خارجی را خنثی نمود.
او بعنوان امین ترین و صادق ترین فرد، طرف مشورت های استاد شهید بود، استاد محمد محقق در این باره می گوید : محمدسجادی کسی بود که رهبر شهید بدون مشورت او هیچ تصمیمی نمی گرفت و در غرب کابل اغلب طرف مشورت رهبر شهید در سطوح بالای حزب بود، این در حالی است که در آن زمان سجادی تنها 34 سال سن داشت.
بر شانه سحر، محمّدِ سجّادى
رهیار پدر، محمّدِ سجّادى
اى دست غیور ایزدى! حفظ نما
از خار خطر محمّدِ سجّادى
این دوبیتی را استاد موحد بلخی در وصف متفکر شهید سجادی در غرب کابل سروده است.
مرحوم واعظی شهرستانی در این باره می گوید : سیدمحمد سجادی همیشه از دیگران یک گام جلوتر بود و در شورای عالی نظارت که مرجع تصمیمات اساسی حزب وحدت در شرایط بحرانی بود، حرف اول و آخر را ایشان می زد.

درسال 1373 زمانیکه او در ماموریت خارج بسر میبرد شهادت استاد مزاری رخ داد؛ نقش شهید سجادی در این زمان از لحاظ روحیه بخشی به مردم و انتخاب سریع استادخلیلی بعنوان دبیرکل حزب بر همگان آفتابی است. استاد محمد ناطقی در این باره می گوید : بعد از شهادت رهبر شهید مزاری و سقوط غرب کابل حزب وحدت با یک بحران رهبری مواجه شد و خطر متلاشی شدن حزب هم وجود داشت اما شهیدسجادی با درایتی که داشت توانست در کوتاهترین ممکن تصمیمات اساسی را اخذ و اجرا کند. استاد موحد بلخی در این باره هم دوبیتی زیبایی سروده اند با این مضمون :
اوقشقرق زاغ وزغن ها را بست
برایل چمن، راه لجن ها را بست
باسوره ای ازجنس کلام وخورشید
نا پاکترین یاوه دهن ها را بست ...

او پس از تدفین رهبرشهید، از مزار به تهران آمده و درمقطع دکترا در رشته حقوق به تحصیل پرداخت، اما ضرورتهای منطقه باعث شد که شورای عالی نظارت یکبار دیگر او را در بامیان تقاضا کند. ازینرو او به ناچار برای بار دوم تحصیل را رها کرد تا مصدر خدمت به مردمش باشد، حضور او در شورای عالی نظارت و نبوغ ذاتی او در حل منازعات و کشمکش های درونی حزب و همچنین قدرت شناخت دسیسه های خارجی و حل و فصل آنها از او چهره ای شاخص برای عدالت خواهان و رهروان رهبر شهید ساخته بود.

سجادی جزء معدود افرادی بود که با طالبان به گفتگو نشست و آنها را قانع کرد که قاتلین رهبر شهید را به حزب وحدت تحویل بدهند و مذهب شیعه را به رسمیت بشناسند - (گفتگو با ملابورجان). در ماه اسد سال 1376 شهید سجادی بهمراه هیاتی عالیرتبه از سوی حزب وحدت مکلف شد تا با سران جبهه متحد به مذاکره بنشیند، سخنرانی او در جبل السراج و تبیین مواضع حزب وحدت باعث شد تا سران جبهه متحد بیش از پیش به هزاره ها بعنوان یک قطب قدرتمند افغانستان ایمان بیاورند.

درشامگاه سی ام اسد که طیاره حامل متفکرشهیدسجادی وهیات دولت افغانستان شامل: غفورزی صدراعظم، زارع وزیر تعلیم و تربیه، عزیزمراد، دانشیار، سید یزدانشناس هاشمی قومندان قول اردوی حزب وحدت، عبدالحسین مقصودی رییس کمیته سیاسی از فیصله پنجشیر به سوی بامیان عازم بود؛ طیاره حین نشست در میدان هوایی بامیان به طرز مشکوکی به زمین خورده و متلاشی شد و تمام سرنشینان بجز دوتن در این سانحه جان باختند. شهدای سانحه هوایی بامیان را کاروان شهدای "وفاق ملی" نامیده اند. پیکرمتفکرشهیدسجادی بعد از شهادت از بامیان به روی دوش دوستدارانش تا مرکز "لعل" تشییع شد و در همانجا به خاک سپرده شد.

سجادی در سن 38 سالگی شهید شد، او در مدت کوتاه عمر خود توانست افتخارات زیادی برای مردمش کسب کند، حضور او در غرب کابل دوشادوش رهبر شهید مزاری و پس از شهادت رهبر شهید و سقوط غرب کابل، افشاگری های او در داخل و خارج علیه کسانی که دستشان به خون مردم بی گناه آلوده بود او را بعنوان خاری در چشم دشمنان تبارز داد. سجادی با وجود سن اندک خود در عالیترین تصمیمات کشوری دخیل بود و تا لحظه شهادت پای آرمانهای خود و عهد و پیمانی که با بابه مزاری داشت ماند، این است که او را به سان اسطوره ای در تاریخ معاصر می شناسند و در قلب مردم رنج کشیده و داغ دیده جای دارد.

بر گرفته شده از صفحه فیسبوک عبدالبصیر موحدی، فرزند شهیدموحدی

از شانزدهمین سال شهادت استاد امان الله موحدی در کابل گرامی داشت به عمل آمد

 

برگرفته شده از سایت راه فردا

شنبه, ١٧ اسد ١٣٩٤

 از شانزدهمین سالیاد شهادت استاد امان الله موحدی با حضور شخصیت های سیاسی، مقام های ارشد حکومتی و اقشار مختلف مردمی به روز جمعه در کابل گرامی داشت شد. سخنرانان این مراسم استاد موحدی را از چهره های تاثیر گذار در جهاد افغانستان یاد کرده و به باز خوانی آرمان های آن شهید از سوی نسل نوین کشور تاکید کردند.

استاد امان الله موحدی یکی از بزرگان جهاد و همسنگران شهید وحدت ملی، استاد عبدالعلی مزاری شانزده سال پیش به واسطه ی افراد وابسته به طالبان به شهادت رسید. این جا، در مدرسه ی باقر العلوم واقع غرب کابل، شخصیت های سیاسی، مقام های ارشد حکومتی، نمایندگان مجلس، عالمان دین، استادان دانشگاه، دانشجویان و اقشار مختلف مردم جمع شده اند، تا افکار و آرمان های این شهید و همپیمانانش را باز خوانی کنند.

سخنرانان تجلیل از سالیاد استاد موحدی را، تجلیل از ارزش های آزادی خواهی، عدالت جویی و مبارزه با ظلم و استبداد عنوان کردند. به باور آنان، شناخت افکار و اندیشه های استاد موحدی و همسنگرانش، برای نسل نوین یک ضرورت جدی است.

استاد موحدی در کنار فعالیت های سیاسی، فعالیت های مهم علمی و فرهنگی نیز داشته است. وی یکی از استادان برجسته در حوزه علوم و معارف اسلامی بوده و شاگردان زیادی را تربیه کرده است. استاد موحدی از جمله معدود شخصیت های پیشگام در مبارزه علیه طالبان در زمانی بود که، این گروهک تروریستی بر بسیاری از مناطق کشور چیره شده بود.

منبع: http://www.farda.af/internal-news2/8416

 

تشکر و قدر دانی خانواده شهید موحدی از بابت شرکت گسترده ای مردم در شانزدهمین سالروز شهادت استاد موحدی

بسـم الله الرحمــن الرحیــم

انسانها همه رفتنی هستند. وقتی خوبان میروند، دلها را با خود می برند. استاد موحدی و همسنگرانش از آن چهره های درخشانی بودند که یک عمر ندای عدالت خواهی را سر داده، مبارزه نموده ایثار و فداکاری نمودند.

روز جمعه 16 اسد 1394 از شانزدهمین سالگرد شهادت استاد موحدی گرامیداشت به عمل آمد. در این مراسم شخصت های ملی و سیاسی، رهبران احزاب، علما، اساتید، دانشجویان و اقشار مختلف جامعه شرکت کرده؛ یاد شهید موحدی و یارانش را گرامی داشته و پیرامون شخصیت والای این چهره درخشان عملی و سیاسی کشور به ایراد سخن پرداختند.

 

 

 

 

مراسم یاد بود از شانزدهمین سالروز شهادت استاد موحدی در کابل

 

بانی این مراسم خانواده شهید موحدی بود.

اعضای ستاد مراسم از تمام ولسوالی های ولایت دایکندی بودند. جا دارد از همکاری های همه جانبه و بی دریغ یاران شهید موحدی از ولایات بامیان، میدان وردک، غزنی، کابل، سمنگان مزار شریف، و هرات ابراز تشکر و قدر دانی نماییم.

*****

تشکر می نماییم از تشریف آوری سران و رهبران سیاسی احزاب سیاسی هریک؛

جلالت مآب استاد محمد کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان و معاون رییس جمهور پیشین کشور

استاد محمد کریم خلیلی در مراسم یاد بود از شانزدهمین سالروز شهادت استاد موحدی در کابل

 

جلالت مآب استاد سرور دانش معاون رییس جمهور کشور

استاد استاد سرور دانش و آقای مدرس در مراسم یاد بود از شانزدهمین سالروز شهادت استاد موحدی در کابل

 

استاد محمد ناطقی سرپرست حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

استاد محمد ناطقی در مراسم یاد بود از شانزدهمین سالروز شهادت استاد موحدی در کابل

 

محمد باقر محقق فرزند ارشد استاد محقق و حامل پیام استاد محقق

باقر محقق در مراسم یاد بود از شانزدهمین سالروز شهادت استاد موحدی در کابل

 

استاد قربانعلی عرفانی رییس حزب وحدت اسلامی ملت افغانستان

استاد جعفر مهدی دبیر کل حزب ملت افغانستان و جمع همراه

مسئولین ارشد دفتر معاونت ریاست اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان

مسئولین ارشد دفتر معاونت ریاست جمهوری جمهوری اسلامی افغانستان

حضرت آیت الله پروانی و جمع همراه

حجت الاسلام الحاج عالمی نماینده آیت الله محقق کابلی و جمع آیات عظام

حضرت آیت الله صالحی مدرس با جمع همراه

هئیت رهبری شورای سراسری هزاره ها و جمع همراهان

هیئت رهبری شورای هزاره های اهل سنت و جمع همراهان

الحاج امان الله صداقت، حاجی علی احمد و جمع همراهان از یاران استاد موحدی در سیاخاک

حجت الاسلام شیخ زمان عظیمی یار و همسنگر استاد موحدی که با جمع همراه از میدان وردک تشریف آورده بودند.

محترم استاد احمدی رهبر با جمع همراهان از ولایت بامیان که در این مراسم ما را واقعا همکاری کردند

محترم الحاج زارع حقجو نماینده حزب وحدت اسلامی در زون غرب که واقعا زحمت کشیده و همکاری کردند

محترم عبدالله انصاری مشاور معاون دوم ریاست اجرائیه و همکاری در قسمت زون غرب کشور

محترم سناتور جمشیدی و جمع همراهان که در قسمت تنظیم مراسم با ما از اول تا آخر همکاری کردند

محترم الحاج یاسین اکبری معاون دفتر معاونت دوم ریاست اجرائیه و جمع همراهان که از اول تا آخر ما را همکاری کردند.

الحاج وکیل شریفی نماینده مردم بلخ و جمع همراهان

محترم حاجی خلیل دره صوفی از مسئولین ارشد توافقنامه حکومت وحدت ملی و جمع همراهان

محترم جنرال کورگه شخصیت خدمتگزار واقعی و از یاران شهید موحدی که واقعا ما را در این مراسم یاری کردند

محترم خیر محمد مقدم که در این مراسم ما را در بخشهای مختلف یاری و همکاری کردند

محترم سید اعلی رحمتی والی اسبق غور از یاران شهید موحدی و جمع همراهان

محترم جنرال فهیمی بامیانی یکی از یاران نزدیک و همیشگی استاد موحدی

محترم آذر غزنوی برادر شهید ابوذر غزنوی و جمع همراه

محترم حاجی جواد و هئیت رهبری شبکه رادیو تلویزیون راه فردا و جمع همراه

استاد علی امیری و جمع اساتید همراه

همچنان تشکر می نماییم از تشریف آورید خواهران محصل در دانشگاه های مرکز، پولتخنیک، ابن سینا، غرجستان و تشریف آوری داکتر بانو حقجو با جمع همراها و تمام خواهران گرامی!

تشکر می نماییم از تشریف آوری شخصیت ملی، سیاسی، علما، اساتید، مسئولین نهادها، دانشجویان و اقشار مختلف جامعه.

*****

تشکری ویژه داریم از تلاشهای و همکاری های شبانه روزی اعضای ستاد هریک آقایان؛

محترم دگروال جواد همکار تشریفات و انظباطات

محترمین حسین امینی و علی حکیمی که شب و روز تلاش کردند.

محترم حبیب الله ناطقی مسئول عمومی ستاد

محتر الحاج محمد امین ناطقی مسئول امنیتی و فرهنگی

محترمین عزیز الله موحدی در بخش فرهنگی و امنیتی

محترم علی مدبر مسئول تشریفات و انظباطات

محترم استاد سید آصف حسینی دانشمند جوان و توانا در بخش های فرهنگی

محترم سارنوال سحر در هرچه بهتر شدن مراسم همکاری کرد

محترم شیرعلی شجاعی با تلاشهای همیشگی در بخش های فرهنگی

محترم رحمت الله مظفری «رییس انجمن فرهنگی و اجتماعی جرقه» و تمام اعضای انجمن

محترم حکیم شفق در بخش فرهنگی و ارتباطات از اول تا آخر تلاش کردند

تشکر از تلاشها و زحمات دوستان نهایت گرامی هریک آقایان مرتضی رضایی، جمعه اعتمادی، نبی مظفری، حافظ میهن، غلام علی رفعت، زمان جعفری، عزیزالله جعفری، رضا لعلی، علی توانا، غلام حیدر سیرت، غلام حیدر رهیاب، جاوید تفکری، شکیب نایبی، یاسین اکبری، رشید نوری و...

*****

تشکر از رسانه ها؛

تشکر میکنیم از خبرنگاران و مسئولین شبکه تلویزیون راه فردا و تلویزیون نگاه که در قسمت پوشش خبری این مراسم ما را یاری کردند. تشکری ویژه داریم از خبرنگاران و مسئولین تلویزیون راه فردا!

*****

سپاسگزاری از نیروهای قهرمان امنیتی کشور؛

تشکری از نیروهای امنیتی کشور اعم از امنیت ملی و پولیس ملی!

تشکری ویژه از استاد شیهان حیدری در قسمت همکاری و ارتباط با وزارت امور داخله و آقای لعلی آمر حوزه ششم امنیتی. به نیروهای امنیتی کشور خود میگوییم که شما نور چشم تمام مردم افغانستان بوده و در قلب همه ما جا دارید. گذشتگان ما در راه آزادی و حفظ استقلال کشور خود فداکاری های زیادی کرده اند. هم اکنون نیز در بخش های نظامی و ملکی فرزندان شهید موحدی مصروف خدمت به وطن و هموطنان شان هستند. در این راه همه با هم هستیم و برای سرزمین خود خدمت خواهیم کرد.

ما نسل همان مردانی بزرگی هستیم که تا زنده بودند همیشه تلاش کردند و چون عزم کوی دوست کردند، سربلند به سویش شتافتند. ما راه شهدا و آرمانهای بلند آنها را ادامه داده و جاویدان نگهمیداریم.

هم چنان تشکری می کنیم از اعضای ستاد در دایکندی که برنامه مشابه و همزمان در نیلی برگزار کردند. تشکر ویژه می کنیم از شرکت گسترده مردم نیلی، محترم بانو معصومه مرادی والی دایکندی، اعضای قوای سه گانه امیتی، ریش سفیدان و بزرگان، اعضای جامعه مدنی، دانشجویان، زنان و مردان، اعضای شورای ولایتی، روسایی ریاست های مستقل در دایکندی و تمام اقشار مردم شریف و عزت مند دایکندی...

مراسیم یاد بود از شانزدهمین سالروز شهادت شهید موحدی در نیلی

 

بانو معصومه مرادی والی دایکندی و جمع بزرگان در مراسم یاد بود از شانزدهمین سالروز شهادت استاد موحدی درنیلی

 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

خانواده شهید موحدی

17 اسد 1394 – کابل

پیام خانواده شهید موحدی به مناسب شانزدهمین سالروز شهادت شهید استاد امان الله موحدی

بسـم الله الرحمــن الرحیــم

انسانها همه رفتنی هستند. وقتی خوبان میروند، دلها را با خود می برند. استاد موحدی و همسنگرانش از آن چهره های درخشانی بودند که یک عمر ندای عدالت خواهی را سر داده، مبارزه نموده ایثار و فداکاری نمودند.
روز جمعه 16 اسد 1394 از شانزدهمین سالگرد شهادت استاد موحدی گرامیداشت به عمل آمد. در این مراسم شخصت های ملی و سیاسی، رهبران احزاب، علما، اساتید، دانشجویان و اقشار مختلف جامعه شرکت کرده؛ یاد شهید موحدی و یارانش را گرامی داشته و پیرامون شخصیت والای این چهره درخشان عملی و سیاسی کشور به ایراد سخن پرداختند.

بانی این مراسم خانواده شهید موحدی بود.
اعضای ستاد مراسم از تمام ولسوالی های ولایت دایکندی بودند. جا دارد از همکاری های همه جانبه و بی دریغ یاران شهید موحدی از ولایات بامیان، میدان وردک، غزنی، کابل، سمنگان مزار شریف، و هرات ابراز تشکر و قدر دانی نماییم.

*****

تشکر می نماییم از تشریف آوری سران و رهبران سیاسی احزاب سیاسی هریک؛
جلالت مآب استاد محمد کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان و معاون رییس جمهور پیشین کشور
جلالت مآب استاد سرور دانش معاون رییس جمهور کشور
استاد محمد ناطقی سرپرست حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان
محمد باقر محقق فرزند ارشد استاد محقق و حامل پیام استاد محقق
استاد قربانعلی عرفانی رییس حزب وحدت اسلامی ملت افغانستان
استاد جعفر مهدی دبیر کل حزب ملت افغانستان و جمع همراه
مسئولین ارشد دفتر معاونت ریاست اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان
مسئولین ارشد دفتر معاونت ریاست جمهوری جمهوری اسلامی افغانستان
حضرت آیت الله پروانی و جمع همراه
حجت الاسلام الحاج عالمی نماینده آیت الله محقق کابلی و جمع آیات عظام
حضرت آیت الله صالحی مدرس با جمع همراه
هئیت رهبری شورای سراسری هزاره ها و جمع همراهان
هیئت رهبری شورای هزاره های اهل سنت و جمع همراهان
الحاج امان الله صداقت، حاجی علی احمد و جمع همراهان از یاران استاد موحدی در سیاخاک
حجت الاسلام شیخ زمان عظیمی یار و همسنگر استاد موحدی که با جمع همراه از میدان وردک تشریف آورده بودند.
محترم استاد احمدی رهبر با جمع همراهان از ولایت بامیان که در این مراسم ما را واقعا همکاری کردند
محترم الحاج زارع حقجو نماینده حزب وحدت اسلامی در زون غرب که واقعا زحمت کشیده و همکاری کردند
محترم عبدالله انصاری مشاور معاون دوم ریاست اجرائیه و همکاری در قسمت زون غرب کشور
محترم سناتور جمشیدی و جمع همراهان که در قسمت تنظیم مراسم با ما از اول تا آخر همکاری کردند
محترم الحاج یاسین اکبری معاون دفتر معاونت دوم ریاست اجرائیه و جمع همراهان که از اول تا آخر ما را همکاری کردند.
الحاج وکیل شریفی نماینده مردم بلخ و جمع همراهان
محترم حاجی خلیل دره صوفی از مسئولین ارشد توافقنامه حکومت وحدت ملی و جمع همراهان
محترم جنرال کورگه شخصیت خدمتگزار واقعی و از یاران شهید موحدی که واقعا ما را در این مراسم یاری کردند
محترم خیر محمد مقدم که در این مراسم ما را در بخشهای مختلف یاری و همکاری کردند
محترم سید اعلی رحمتی والی اسبق غور از یاران شهید موحدی و جمع همراهان
محترم جنرال فهیمی بامیانی یکی از یاران نزدیک و همیشگی استاد موحدی
محترم آذر غزنوی برادر شهید ابوذر غزنوی و جمع همراه
محترم حاجی جواد و هئیت رهبری شبکه رادیو تلویزیون راه فردا و جمع همراه
استاد علی امیری و جمع اساتید همراه
همچنان تشکر می نماییم از تشریف آورید خواهران محصل در دانشگاه های مرکز، پولتخنیک، ابن سینا، غرجستان و تشریف آوری داکتر بانو حقجو با جمع همراها و تمام خواهران گرامی!
تشکر می نماییم از تشریف آوری شخصیت ملی، سیاسی، علما، اساتید، مسئولین نهادها، دانشجویان و اقشار مختلف جامعه.

*****

تشکری ویژه داریم از تلاشهای و همکاری های شبانه روزی اعضای ستاد هریک آقایان؛
محترم دگروال جواد همکار تشریفات و انظباطات
محترمین حسین امینی و علی حکیمی که شب و روز تلاش کردند.
محترم حبیب الله ناطقی مسئول عمومی ستاد
محتر الحاج محمد امین ناطقی مسئول امنیتی و فرهنگی
محترمین عزیز الله موحدی در بخش فرهنگی و امنیتی
محترم علی مدبر مسئول تشریفات و انظباطات
محترم استاد سید آصف حسینی دانشمند جوان و توانا در بخش های فرهنگی
محترم سارنوال سحر در هرچه بهتر شدن مراسم همکاری کرد
محترم شیرعلی شجاعی با تلاشهای همیشگی در بخش های فرهنگی
محترم رحمت الله مظفری «رییس انجمن فرهنگی و اجتماعی جرقه» و تمام اعضای انجمن
محترم حکیم شفق در بخش فرهنگی و ارتباطات از اول تا آخر تلاش کردند
تشکر از تلاشها و زحمات دوستان نهایت گرامی هریک آقایان مرتضی رضایی، جمعه اعتمادی، نبی مظفری، حافظ میهن، غلام علی رفعت، زمان جعفری، عزیزالله جعفری، رضا لعلی، علی توانا، غلام حیدر سیرت، غلام حیدر رهیاب، جاوید تفکری، شکیب نایبی، یاسین اکبری، رشید نوری و...

*****

تشکر از رسانه ها؛
تشکر میکنیم از خبرنگاران و مسئولین شبکه تلویزیون راه فردا و تلویزیون نگاه که در قسمت پوشش خبری این مراسم ما را یاری کردند. تشکری ویژه داریم از خبرنگاران و مسئولین تلویزیون راه فردا!

*****

سپاسگزاری از نیروهای قهرمان امنیتی کشور؛
تشکری از نیروهای امنیتی کشور اعم از امنیت ملی و پولیس ملی!
تشکری ویژه از استاد شیهان حیدری در قسمت همکاری و ارتباط با وزارت امور داخله و آقای لعلی آمر حوزه ششم امنیتی. به نیروهای امنیتی کشور خود میگوییم که شما نور چشم تمام مردم افغانستان بوده و در قلب همه ما جا دارید. گذشتگان ما در راه آزادی و حفظ استقلال کشور خود فداکاری های زیادی کرده اند. هم اکنون نیز در بخش های نظامی و ملکی فرزندان شهید موحدی مصروف خدمت به وطن و هموطنان شان هستند. در این راه همه با هم هستیم و برای سرزمین خود خدمت خواهیم کرد.

ما نسل همان مردانی بزرگی هستیم که تا زنده بودند همیشه تلاش کردند و چون عزم کوی دوست کردند، سربلند به سویش شتافتند. ما راه شهدا و آرمانهای بلند آنها را ادامه داده و جاویدان نگهمیداریم.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
خانواده شهید موحدی
17 اسد 1394 – کابل

 

شهید موحدی به یک خانواده تعلق ندارد، او متعلق به کل افغانستان است؛ گفتگوی شفقنا با استاد محمدکریم خل

 

شفقنا افغانستان- بیست و چهارم جوزا سالروز شهادت علامه شهید بلخی، سرسلسله نهضت اسلامی افغانستان و استاد شهید موحدی از علمداران انقلاب اسلامی افغانستان می باشد.

fddf

شهید موحدی از آن چهره های انقلابی تاریخ معاصر ماست که بدلیل کم توجهی و حافظه تنگ تاریخی غبار فراموشی بر یادش نشسته است، بازشناسی و معرفی این شهیدان والا مقام می تواند به ما کمک کند که اولا با سیره این شهیدان شاهد آشنا شویم و دوما تاریخ خود را از یاد نبریم.

در همین راستا گفتگویی اختصاصی با استاد محمد کریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان و معاون رییس جمهور پیشین افغانستان ترتیب داده ایم، آنچه می خوانید متن این مصاحبه می باشد :

شفقنا : برای اولین بار کجا و چگونه با شهید موحدی آشنا شدید؟

استاد خلیلی : من ازدوران طلبگی با استاد موحدی آشنایی داشتم و زمان که اولین هسته های سازمان نصر گذاشته شد کاملا با هم آشنا بودیم.

ایشان یکی از کادرهای سازمان نصر بود، موحدی یکی از طلبه های پرشور و از چهره های علمی آن دوره بود، البته استاد موحدی بیشتر در خارج بود و من بیشتر در کابل بودم، اما با هم در ارتباط بودیم.

یادش بخیر آن روزها اصلا طلبه ها و جوانان به فکر مقام و اینطور حرفها نبود، یک دوره خیلی صادقانه بود و همه تلاش می کردند و آرزوی شان بود تا یک جریان سیاسی اسلامی را راه بیاندازند و در برابر ناهنجاری های اجتماعی صدای مردم را بلند کند.

این معنای واقعی عشق بود، تا جاییکه بنده به یاد می آورم، مصائب و مشکلاتی که امروز داریم دامنگیر مردم نبود، واقعا عشق، شوق و علاقه به کار در چهره هر کدام از کسانی که وارد وادی شده بودند دیده می شد.

در مورد شخصیت استاد موحدی پرسیدید، وقتی در خارج با او آشنایی پیدا کردم و بعدا در داخل بودیم، ایشان یک آدم خیلی حلیم بود، خیلی خیلی حلیم بود، فرد پاک و پرهیزگاری بود، در طول مدت که با او بودم هرگز خشم و خشونت از او ندیدم.

اگر یک سری مسایل و ناراحتی هایی پیش می آمد با لبخند همه چیز را نگاه می کرد، حتی اگر کسی به او توهین می کرد در جوابش با لبخند جواب می داد و هرگز تند نمی شد. موحدی آدم با حوصله، بردبار، با متانت، مسلط بر نفس و بسیار پرهیز گار بود، او فرد فرهیخته ای بود.

tr

* زمانی که موحدی، اعتمادی، سجادی، صابری لعل و دیگر دوستان گروه مستضعفین را تاسیس کرده بودند و بعدا با سازمان نصر یکجا شد، در آن زمان شما کجا بودید؟

– من در آن زمان در سازمان نصر بودم و حتی قبل از سازمان نصر نیز در کابل یک سلسله کارهای سیاسی و فرهنگی را با جمع از طلاب در داخل شروع کرده بودیم و برخی هسته های را به وجود آورده بودیم.

سرانجام روحانیت نوین که من و جمع از طلاب کابل تاسیس کرده بودیم، جنبش مستضعفین که شهید موحدی و شهید سجادی با جمع از دوستان در مشهد یایه گزاری کرده بودند و بقیه یکی شده و سازمان نصر را ساختیم، البته در همان لحظه که سازمان نصر نامگذاری شد من در جبهه سرخ پارسا در ولایت پروان بودم.

 

* زمانی که سازمان نصر تاسیس شد و شما و جمع از همسنگران تان آمدید در افغانستان و کارهای عملی را برای دفاع از مردم شروع کردید، نقش استاد موحدی را چطور دیدید؟

– طبعا استاد موحدی بیشتر در دایکندی بود و در آنجا همه کار از جلب و جذب تا هدایت دهی و راهنمایی مردم، آگاهی دهی برای مردم و کارهای فرهنگی را انجام می داد،  شاید اکنون برای جوانان و تحصیل کرده های ما خیلی ساده باشد، مبارزات آن روز، دم از مبارزه کردن، دم از کارهای سیاسی زدن در آن روزها؛ در آن شرایط که ما قرار داشتیم کار سختی بود.

شهر کابل هم از نگاه حاکمیت استبدادی بود، به خصوص در زمانی که سازمان نصر تشکیل شد، البته طوری که قبلا اشاره کردم من خودم قبلا در کابل بودم، علنا در صحنه بودم، مبارزه کردم و در خدمت مردم بودم.

استاد موحدی هم در آن زمان در خارج بود و در آنجا با جمع از طلاب همکار بود، بعد هم که در منطقه آمد بر علاوه جو حاکم، فضای که در بین مردم وجود داشت بحث سیاسی کردن در تکیه خانه ها، در مسجد ها خیلی کاری سختی بود و از دید برخی بزرگان آن زمان، گناه و جرم بود. اما با این وجود ما و دوستان ما در کابل و هزاره جات کارها را راه انداخته بودیم و مصروف بودیم.

* چه خاطراتی از شهید موحدی به یاد دارید؟

– بنده خاطرات فروان از شهید موحدی دارم، بعد از اشغال افغانستان، بعد از آن که خانواده ام خیلی های شان زندانی شدند و برخی از اعضای فامیل شهید شدند، بقیه دوستان مرا بیرون کشیدند، تا صدمه نبینم.

چون هر کس از خانواده ما را که گیر می آوردند می کشتند،  وقتی خارج رفتم با استاد موحدی نشست ها و صحبت های زیادی داشتیم و خاطرات فروان از آن روزها دارم. همچنان در داخل که با هم بودیم و یکی از خاطره ها را که من هم فراموش نمی کنم این است که وی بعد از برگشت از شمال برای بنده تفنگچه هدیه آورده بود، این در زمانی بود که استاد موحدی و تعدادی از دوستان از بامیان به کمک برادران مزار در جنگ با طالبان رفته و پیروز برگشتند.

43

* شانزده سال پیش زمانی که استاد موحدی زخمی شد و پس از چند روز به شهادت رسید شما چه خاطراتی را به یاد می آورید؟

– من مدتی در بامیان نیز در خدمت استاد موحدی بودم، در کابل و همچنان خارج که بیشتر با هم بودیم، من در خارج بودم که خبر شهادت استاد موحدی را شنیدم،  واقعا این خبر درد آور بود و همه را شوکه کرده بود، در آن زمان خیلی از عزیزان ما به شهادت رسیده بودند آن هم به شکل خیلی مظلومانه. 

 

* بعد از شهادت موحدی و دیگر یاران و همسنگرانتان، شما و جمع از دوستان چقدر توانسته اید به اهداف و آرمان هایی که در اول بدان می اندیشید رسیده اید؟

– راه که در اول به کمک دوستان باز شد، یک راه مقدس بود، طی کردن این راه خیلی سخت بود و خیلی از عزیزان ما به شهادت رسیدند، ولی ما خوشحال از این هستیم که هرچه موانع ایجاد شد، چه این موانع از سوی دشمنان علنی و رژیم های وابسته و متکی به خارج و اشغال گران بودند و چه عناصر در داخل جامعه که از حرکت عدالت خواهی وحشت داشتند و راضی نبودند به یک جایی رسیدیم.

هرچند خیلی از موانع سر راه ما قرار دادند، ما یک تعداد طلبه مظلوم و فقیر بودیم که باعشق و علاقه این کار را راه انداختیم، ما نه ابر قدرت مالی بودیم و نه محورهای اقتصادی در دست ما بود و حتی نه هم آنقدر محورهای علمی وفکری در اختیار ما بود. همینطور یک تعداد ما از خارج شروع کردند و ما در داخل، همه با هم با وجود مشکلات، یک موج ایجاد کردند و این موج با شهادت دوستان ما قدرتمندتر شد، پر خروش شد، وسعت بیشتر پیدا کرد و ما امروز خوشحال هستیم که آرمان شهدای و دوستان ما که زنده هستند تاجایی تحقق یافته است.

از نظر من هنوز راه ما پایان نیافته است و ما به راهمان ادامه میدهیم ویقینا شهدای دیگر هم در این راه خواهیم داشت؛ که داریم.

همه روز دوستان و جوانان ما شهید می شوند، باورمند هستم این راه پر راهروتر خواهد شد و به هیچ وجه با کمبود ادامه دهنده این راه مواجه نخواهم شد.

* بعد از آنکه برخی همسنگرانتان که در واقع مثل برادر تان بودند مثل شهید موحدی، شهید سجادی لعل، شهید ابراهیمی بهسودی، شهید ابوذر غزنی و دیگر شهدا به کوی دوست شتافته اند، ایا تا کنون از خانواده آنها احوال گرفته اید؟ و اینکه فرزندان شان چگونه زندگی کنند و اکنون کجایند و چه می کنند؟

– طبعا کم و بیش می نگرم که کجا هستند، در جریان هستم، خیلی های شان در خارج هستند و فضل خدا زندگی شان در حد مطلوب است، ولی مشکلات در جریان کار به حدی بود که اگر منظور تان رسیدگی باشد، رسیدگی بتوانم.

در طول این مدت با دنیایی از مشکلات مواجه بودیم و هر لحظه جبهات ما به دلیل کمبود تجهیزات به سقوط تهدید می شد و ما با دنیایی از این قبیل مشکلات تداوم خط(خط جهاد و مقاومت) را حفظ کردیم.

ما خیلی تلاش کردیم تا این خط دوام داشته باشد و جبهات مقاومت از بین نرود، در این مدت خیلی شهید دادیم، در غرب کابل و بعد در بامیان، شهدا بر گردن همه ما واقعا حق دارند، آنان افتخارات مردم ما هستند.

خانواده های شهدا به تناسب توان شان راه شهدا را ادامه داده اند و همین تلاش ها و فداکاری های خانواده های شهدا است که ما احساس می کنیم شهدا ما زنده هستند، آنان هم برای ما و هم برای مردم ما الهام بخش هستند.

* بعنوان سخن پایانی اگر چیزی دارید می شنویم.

– بنده یکبار دیگر سالروز شهادت استاد موحدی را تسلیت می گویم، می خواهم بگویم شهید موحدی به یک خانواده تعلق نداشت، او به کل مردم ما و ملت افغانستان، تمام آزادی خواهان کشور و کل اعضای حزب وحدت که عصاره تمام جریانان عدالت خواهی دوره جهاد و مقاومت است تعلق دارد.

ما همه در غم خانواده شهید موحدی شریک هستیم و شهید موحدی شهید همه ماست، او عزیز همه ماست و ما همه پاسدار آرمان های او هستیم. 

شانزدهمین سالروز شهادت استاد بزرگوار شهید موحدی و شهادت علامه بزرگ سید اسماعیل بلخی را به همه مردم افغانستان، علاقه مندان، دوستان و هم سنگران شان تسلیت می گویم. امیدوار هستم راه استاد شهید مثل گذشته تداوم پیدا کند.

فضل خدا امروز تمام فرزندان شهید موحدی با سواد هستند و این یک سرمایه کلان ملی است که نصیب مردم ما شده است و این از برکت خون شهدای ماست، روحش شاد و یادش گرامی باد!

انتهای پیام

منبع: شفقنا افغانستان

‏خاطره_سارنوال_سحر_درباره_استادموحدی‬

در سال 1376 با استاد موحدی در بامیان بودیم. از مناطق مختلف مرکزی افراد زیادی به دیدار استاد موحدی می آمدند. از ازرگان، غور، شهرستان، گیزاب، کجران و ... وطنداران نزد استاد موحدی می آمدند. همیشه مهماندار بودیم. یک شب برای 10 تا 15 نفر غذا تهیه کرده بودیم. در همان شب قومندان عبدالله حفیظ یکی از قومندانان منطقه تَیــوَرَه ایماق با یک گروپ 10 نفری نیز مهمان ما شد. استاد موحدی به آشپزخانه آمد و گفت چطور میشه؟ غذا دارید یا نه؟ گفتیم شهر که قیودات است و رفته نمیشه، ولی همین مقدار را داریم. استاد موحدی گفت: بسیار خوب است. هرچه دارید بیاورید. هیچ چیزی را از دوستان دریغ نکنید. آنچه داشتیم برای مهمانان دادیم. آنها اصرار کردند که شما هم بیایید نان بخورید. چون غذا کم بود، ما 7 نفر اصلا نزدیک نرفتیم. استاد موحدی در پیش مهمانان نشست و برای شان بهانه آورد که داکتر مرا از خوردن غذای چرب مانع شده است. در همان سال بامیان در شرایط سخت قرار داشت. تصمیم بر این شده بود که باید دو جبهه جنگ شروع شده و بامیان از محاصره آزاد گردد. یک جبهه به سمت دره غوربند و جبهه دیگر به سمت غور راه اندازی شود تا راه را بطرف هرات باز نماید. استاد موحدی و استاد سجادی لعل مسئولیت رهبریی جبهه غور را بر عهده گرفتند و قرار بود که بزودی این عملیات آغاز گردد. در همین روزها بود که طالبان بالای مزار شریف حمله کردند که وضعیت مزار بسیار خراب شد. تصمیم حزب وحدت بر این شد که فعلا جبهه غور ضرور نیست، باید نیرو به سمت شمال فرستاده شود. در بین کسانی که قرار شد به سمت مزار برود، استاد موحدی و سیدبصیر(میدان) حاضر شدند شخصا در این جبهه شرکت نمایند. نیروها به مزار رفتند و طالبان را شکست دادند. ***** الحاج استاد ناطقی در باره رفتن استاد موحدی به مزار میگوید: وقتهای که مشکلات پیش آمد، کسی که داو طلب شد تا از بامیان نیروی نظامی با خود گرفته و به مزار شریف رفته و با طالبان جنگ کند، در شورای مرکزی او (موحدی) دست بالا کرد و گفت که یکش من میروم. (گفتند) او جناب! تو با این شرایط پای که داری، خو ای قسمی چطور می شه؟ موحدی گفت برای ما یک موتر بدهید که ما را برساند، من با بچه ها میروم. همین استاد موحدی در همان شرایط تلخ به مزار رفت. الحمد لله در آن نوبت در مزار فاتح شدند. طالبان شکست خوردند. یادم می آید وقتی موحدی از مزار برگشت، برای برخی شخصیت ها تحفه آورده بود. از جمله این که برای استاد خلیلی یک میل تفنگچه میکاروف سوغات آورده بود. استاد خلیلی با خنده و شوخی میگفت که من باید به شما اسلحه بدهم نه این که شما از آنجا برایم اسلحه سوغاتی بیاورید. به هر حال هدف این که؛ در هر جایی که تنگدستی بود، سختی و مهلکه بود، آقای استاد موحدی این توانایی را داشت که عرض وجود کند و بگوید که مسئولیت همانجا را من قبول میکنم. در تصویر: موحدی، سجادی و... ***** اطلاعات بیشتر در باره شهید استادموحدی در لینک ذیل:

http://mohedi.blogfa.com/post/41