در جوامع دموکراتیک مشارکت سیاسی شهروندان برای توسعه و جایگاه سیاسی و اعتبار یک کشور نقش به سزایی دارد. در چنین جوامع مردم سازندگان اصلی و پایه های اصلی دولت و حکومت را تشکیل میدهند. در جوامع دموکراتیک حکومت بر اساس رای مردم مشروعیت را به دست میاورد. پس هر قدر مردم در تصمیم گیری ها شریک باشند، پایه های حکومت به همان اندازه محکم و ریشه دار است و به قول معروف" به هر باد نمی لرزد".
شرکت و سهم مردم در سیاست تنها به معنای رفتن به پای صندوق های رای و انتخاب زعیم نیست. این تنها وظیفه و مسوولیت مردم نیست که در روز انتخابات در سف های طولانی ایستاده و در نهایت رای شان را به صندوق اندازد. شهروندان مسوولیت بزرگی در حفظ دولت و حکومت و پیشرفت جامعه شان دارند.
از سوی هم حکومت ها موظف است زمینه مشارکت مساویانه برای شهروندان را فراهم سازد. آنچه سدی در برابر مشارکت مردم در عرصه های سیاسی، اقتصادی و ... می شود را بشکند.
دولت و حکومت افغانستان نیز مثل همه دولت ها و حکومت ها در قبال مردم و شهروندان کشور مسوولیت دارند. آنان مکلف اند زمینه مشارکت مساویانه زنان و مردمان را در قدرت و دیگر عرصه ها فراهم سازد. اما سوال اساسی اینجاست، چقدر حکومت افغانستان در تحقق این امر مهم کوشیده است؟
حکومت افغانستان در یک و نیم دهه گذشته در بسیاری موردها خواست های مردم را نادیده گرفته و شاهد بودیم در موردهای فراوان برخلاف میل آنان حرکت کرده اند. مردم خواهان ریشه کن کردن فساد از بدنه حکومت اند، ولی به وفور دیده شده است مقام های بلند پایه دولتی خود در فساد دست داشته اند. با وجود فاش شدن سندهای معتبر از اختلاص بزرگ برخی مقام های بلندپایه دولتی در روزنامه های غربی و رسانه های داخلی، آنان همچنان در قدرت بودند و از یک پست به پست دیگر گماشته می شدند. این موردهای است که برای مردم مثل آفتاب روشن است. به هر صورت، اینکه چقدر مردم در قدرت سهیم اند و چقدر خواست های آنان نزد دولت و حکومت افغانستان ارزش دارد؟ موضوع بحث این نوشته نیست. در نوشته حاضر میخواهم روی سهم زنان در حکومت افغانستان مطلبی بنویسم. زیرا در شانزده سال گذشته مشارکت زنان در عرصه های گوناگون یکی از سوژه های داغ راسانه ها بوده و ملیاردها دالر برای تحقق این امر به مصرف رسیده است. کشورهای کمک کننده به افغانستان همواره یکی از شرط های اساسی شان برای ادامه کمک به افغانستان را، بهبود وضعیت زنان و مشارکت آنان در قدرت بیان می کردند.
اما در نخست، چرا مشارکت سیاسی زنان مهم است؟
زنان نیمی پیکر جامعه را تشکیل می دهند. بنابر این، نقش اساسی در تعیین سرنوشت سیاسی در یک کشور دارند. به باور من، مشارکت زنان در بخش های گوناگون یک ضرورت است. وقتی زنان نیم پیکر جامعه را تشکیل میدهند، چطور می شود تصور کرد این نیم پیکر فلج باشد؟ تصور یک پیکر انسان را به جامعه بدهید. این پیکر نیمش زنان اند و نیمش مردان. اگر قرار باشد این انسان محرک و موثیر باشد، نیازمند تحرک هردو نیم پیکرش است. اگر نیم پیکر فلج باشد و ساکن، نیم دیگر هر قدر تلاش کند به نتیجه نمی رسد. زنان نیز نقش نیم پیکر را در جامعه دارد.
عدم مشارکت سیاسی زنان باعث میشود مردان دست به کارهای بزنند که زنان را بیشتر از گذشته در معرض آسیب های گوناگون قرار بدهند. وقتی زنان آسیب پذیر شد و از حقوق اساسی شان بازماند، بدون شک تاثیر منفی آن برجامعه و نسل های آینده غیر قابل جبران است.
به باور من، یکی از علت های اساسی عقب ماندگی افغانستان نایده گرفتن زنان در سالهای متمادی بوده است. آنان نه تنها در ق درت سهیم نبودند، بل از کلیه حقوق اساسی شان محروم بودند. آنان حق تحصیل، کار و ... را نداشتند.
اجازه دهید سوالی بپرسم. اگر زنان این سرزمین مجهز با سلاح علم و دانش بودند، چطور ممکن بود جوانی به نام دفاع از اسلام مسلمانان را در محراب مسجد قتل و عام کنند؟ معلوم است مادری با سواد فرزندش را تعلیم معرفت و انسانیت میدهد و اجازه نمی دهد جگر گوشه اش قربانی افراد عقده ی شده و به دامن افراطیت پناه ببرد.
زنان چه نقشی در حکومت فعلی افغانستان دارند؟
برای پاسخ به این سوال، کافی است نگاهی به نام والی ها، وزیران، رییس های ارگان های مختلف، ولسوال ها و ... اندازیم. از بین 34 ولایت کشور، حتا یک ولایت در دست زنان نیست. همه والی ها مرد اند. در مورد ولسوالی ها نیز قضیه چنین است. همه ولسوال ها به استثنایی یکی دو مورد مرد اند. در کابینه نیز وضعیت چنین است. فقط دو وزارت(وزارت امور زنان و وزارت معدن) دست زنان است و بقیه تمام امور از سوی مردمان به پیش برده می شود. در بین کابینه تنها دلبرنظری و نرکس نهان به عنوان وزیران امور زنان و معدن مصروف کار اند. موردی که واقعا نگران کننده است و بیانگر نق کمرنگ زنان در کابینه.
وقتی نگاهی به جایگاه و نقش زنان در درون حکومت می اندازم، حس میکنم آنان بیشتر نقش تشریفاتی دارد تا نقش کلیدی. در تصمیم گیریهای بزرگ زنان به ندرت دخیل اند. کاری که واقعا نگران کننده است.
زنان به عنوان مشاور و معاون در وزارتها و ریاست ها جذب می شوند و صلاحیت کاری کمتر دارد. وضعیت زنان افغانستان طوری معلوم میشود که گویا حکومت افغانستان برای جلب افکار عمومی و رضایت کشورهای کمک کننده زنان را در برخی جاها انتصاب می کنند.
من تا حال شاهد نبودم در چند سال گذشته یک تصمیم مهم و حیاتی از سوی زنان گرفته و عملی شده باشد. با وجود قدرت و توانایی بالای زنان و ارداه آهنین شان کمتر به آنان فرصت داده شده است. این امر باعث شده تا خیلی ها تصور کنند زنان توانایی کار کردن در پست های کلیدی را ندارد. ولی حقیقت امر این نیست. زنان مدیران قدرتمندی هستند و توانایی های بالای دارد.
فراهم سازی زمینه مشارکت زنان در عرصه های گوناگون جزی مسوولیت های حکومت افغانستان و از ضرورت های مردم ماست. حکومت افغانستان مکلف و مسوول در قبال این قشر است و باید صلاحت های بیشتر نسبت به آنان بدهد.
بدون شک حکومت افغانستان به نسبت چالش های امنیتی و درگیر بودن با تروریزم بین المللی مشکل های به خصوص خود را دارد. ولی درگیر بودن در جبهه جنگ با تروریزم نباید اراده آنان برای حکومت داری را تضعیف کند.
مردم در قدرت سهیم اند و صاحبان اصلی دولت و حکومت. شرکت آنان در مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... مهم و حیاتی است.
راه حل چیست؟ اگر مضوع جنسیتی را رعایت کنیم، شایسته سالاری زیر سوال می رود؟
خیلی ها را باور بدان است که حضور زنان کدر و تحصیل کرده در جامعه کم پیداست. آنان را باور به این است که هرچند دختران تحصیل کرده در جامعه فراوان اند، ولی عدم تجربه کاری باعث می شود کمتر آنان در پست های کلیدی گماشته شود. و اگر چنین شود، شعار شایسته سالاری زیرپا می شود.
هرکس نظر خودش را دارد. هرچند نظر چنین افرادی برای من قابل قبول نیست، ولی احترامش میکنم. به باور من ما کدرهای مسلکی از قشر اناث خیلی زیاد داریم. افراد با تجربه و تحصیل کرده اند. توانایی بالای دارد و متخصص در کار خود اند. فقط کافی است حکومت اراده جدی برای از بین بردن معضل تبعیض و فساد داشته باشد.
بدون شک افراد کدر و مسلکی در بین زنان به مراتب کمتر از مردان است. ولی زنان تحصیل کرده و متخصص در کار شان کم نیستند. دختران از نگا تفکر و تعقل و مدیریت هیچ فرق با مردان ندارد. توانایی زنان همچو مردان اند. اگر شک دارید نگاهی به قوه مقننه دولت اندازید. پارلمان افغانستان ده ها خانم را در چوکات خود دارد که با شایستگی کامل کارهای شان را به وجه احسن به پیش برده اند. ما وزیران زن، والیان زن و رییس های زن داشتیم. اکثر شان کارهای شان را به وجه احسن انجام دادند. آنان یا در فساد دست نداشته اند و یا اگر اختلاسی هم کرده باشند، به مراتب کمتر از مردان بوده است. پس جای هیچ بهانه ی برای عدم نقش دادن به زنان در حکومت وجود ندارد.
البته من طرفدار این نیستم که بدون شایستگی خانمی در یک پست کلیدی به جای آقایی گماشته شود. ولی طرفدار رعایت مسایل جنسیتی و مشارکت بیشتر زنان در بخش های گوناگون هستم. حکومت اگر دنبال زنان تحصیل کرده و مسلکی باشند، بدون شک هزاران مادر و خواهر این سرزمین لیاقت کار کردن در پست های کلیدی دولتی را دارند.
اکنون در بین وزارت های حکومت افغانستان، نقش زنان در وزارت معارف برجسته تر از دیگر نهادهاست. هرچند حضور آنان در سطح رهبری و تصمیم گیری در این وزارت کمرنگ است، ولی حضور هزارن معلم و فیصدی قابل توجه آنان چشم گیر است. اما در نهادهای امنیتی نقش زنان به مراتب کمرنگ تر از دیگر بخش هاست. علت حضور زنان در نهادهای امنیتی دلیل های گوناگون دارد که منانعت های فامیلی در صدر آن قرار دارد. امری که باعث می شود دخترخانم ها کمتر به پولیس و یا ارتش ملحق شوند و تعلیم بیبینند.
چه باید کرد؟
برای دست یافتن به افغانستان مترقی و با ثبات، نیازمند حضور پر رنگ زنان و مردان در تمام سطوح هستیم. اینکه چه باید کرد؟ باید قبل از همه عوامل کمرنگ بودن حضور زنان در نهادهای مختلف را بررسی کنیم و بعد راه حلی برایش پیدا نمایم. ولی به باور من، اراده و باور شخص رییس جمهور به زنان کلید بسیار موثیر است. در ضمن تربیه و مسلکی سازی زنان در بخش های گوناگون باید انجام شود. آنچه سدی در برابر تعلیم و تحصیل دختران می شود را بررسی و از بین ببریم. اگر بتوانیم دروازه مکتب ها و دانشگاها را برای همه دختران مثل پسران باز کنیم، بدون شک در آینده شاهد حضور پررنگ انان در تمام عرصه ها خواهیم بود.
به هر صورت امیدوارم، رییس جمهور همانگونه که در نشست بروکسل وعده کرده بود، توجه ویژه به وضعیت زنان داشته باشند و در حکومت به آنان نقش برجسته تری بدهد.
عبدالنصیرموحدی
منبع: روزنامه افغانستان
نوت: این مطلب با تغییرا کمی در متن و تغییرات کلی در عنوان در روزنامه افغانستان به چاپ رسیده است. ولی من ترجیع میدهم مطلب حاضر را همانطوری که نوشتم نشر نمایم.